X
تبلیغات
رایتل

تهران نوشت

دل‌نوشته ها، تحلیل فیلم و کتاب

همخونه

اصلاً یادم نیست چرا این کتاب رو خریدم و حتی کی و از کجا خریدم. فقط همینقدر می دونم که این کتاب مدتی گوشه اتاقم خاک می خورد تا اینکه تصمیم گرفتم این کتاب رو بخونم. از همون خط اول کتاب یا نه، از همون جلد و حتی اسم کتاب معلوم بود که یک زمان عامه پسند به تمام معناست اما اصلاً این بار دلم می خواست رمان عامه پسند بخونم!

رمان 460 صفحه ای رو در 4 روز و 5 شب خوندم؛ خوندن که چه عرض کنم بلعیدم:) دقیقاً مثل دخترهای دبیرستانی عاشق این کتاب رو خوندم. تمام کار و زندگی ام رو گذاشتم کنار و 4 روز و 5 شبه دارم داستان قصه یلدا و شهاب رو می خونم. داستانی که از اولش معلومه آخرش چی میشه!

بعد از اتمام کتاب با خودم فکر کردم چرا این کتاب ها برای دخترای دبیرستانی جالبه و چرا باید کتاب نازلی مثل همخونه برسه به چاپ 43 و بعد دیدم به دو علت می تونه باشه؛ یکی نثر خیلی ساده و بی تکلف و روون این داستان هاست که بدون هیچ صنعت و آرایه ادبی ای نوشته میشه. دومین علت هم می تونه این باشه که دخترای نوجوون و جوون دوست دارن داستان هایی رو بخونن که شاید توی زندگی واقعی اشون به ندرت رخ بده. اینکه یک دختر هم سن و سال خودشون ای همه طرفدار و خواستگار و خاطرخواه داره، چیزی که شاید توی واقعیت به این شدت و غلظت رخ نده.



داستان های بدون چفت و بست و بدون رابطه علت و معلولی قوی بعد از مدتی هم از یادها می رن. واسه همین وقتی از خوانندگان رمان های عامه پسند بپرسی این داستان چطور بود فقط میگن خیلی قشنگ بود، بدون اینکه دقیق یادشون باشه که چی شد یا نهایتاً در حد یک جمله یک خطی داستان رو تعریف می کنند. چون نویسنده هم همین کار رو کرده، یک داستان یک خطی رو گرفته و همون رو شاخ و برگ داده و حتی سعی کرده تعلیق ایجا کنه. دریغ از کلمه یا جمله ای ادبی. اگر هم قرار بوده تشبیهی صورت بگیره به گل درشت ترین شکل ممکن صورت گرفته. حالا بعد از خوندن این داستان آبکی از مریم ریاحی وقتش رسیده که برم سراغ یک کتاب قوی و درست و درمون :)


برچسب‌ها: کتاب-رمان ایرانی
تاریخ ارسال: یکشنبه 24 خرداد 1394 ساعت 00:13 | نویسنده: سمیه | چاپ مطلب 1 نظر

خالی بزرگ

چقدر از دور و وری‌هایتان درباره عشق‌های بی سر و ته و روابط دختر و پسر امروزی شنیده‌اید؟ چقدر دیده‌اید یا شنیده‌اید و حتی تجربه کرده‌اید که بی آنکه بخواهید و برنامه ریزی کنید در رابطه‌ای یک طرفه گرفتار شده‌اید؟ می‌شود به جرات گفت اکثر قریب به اتفاق این روابط یک خط داستانی مشخصی را دنبال می‌کنند آنقدر که بعد از شنیدن 10 داستان مشابه، یازدهمی را خودتان حدس بزنید. حال تصور کنید در این باره قرار باشد رمانی نوشته شود، درباره روابط یک طرفه یا روابط امروزی بین دختر و پسر. شاید در نگاه اول به نظرتان خیلی تکراری و دم دستی و ساده بیاید اما کسی پیدا شده که این روابط را در رمانی به نام «خالی بزرگ» نوشته و آنقدر این روابط و گفتگوها و بیشتر از همه اینها حالات روحی و روانی و حس درونی یک دختر از چنین روابطی را عالی تحریر کرده که تا آخر رمان دلت نمی‌خواهد کتاب را زمین بگذاری تا بدانی در دل نیلوفر داستان چه می‌گذرد و چرا اصلاً هیچ کس نمی‌فهمد این روزهای نیلوفر را. شاید حتی بگویی چقدر نیلوفر و نیلوفرها دیوانه‌اند از دل سپردن به مسعود و مسعودها. آنقدر نیلوفر را غرق در رابطه با مسعود بینی که برود و خاطره‌های قدیمی مسعود با رعنا را شخم بزند و خاطراتشان را مرور کند و حتی به خاطرش حاضر شود برود پیش کسی موسیقی یاد بگیرد که دوست سابق معشوق فعلی و دوست دختر سابق معشوق فعلی‌اش است و بعد آخر داستان همراه شوی با تصمیم بزرگ نیلوفر تا یادت بماند باید جای «خالی بزرگ» پیشین به جای «خالی بزرگ» جدیدی تبدیل شود و  خالی بزرگ اول داستان با  خالی بزرگ پایان داستان فرق گنده و اساسی داشته باشد.

پ.ن: خالی بزرگ / جمیله دارالشفایی / انتشارات نگاه / 7500 تومان

برچسب‌ها: کتاب-رمان ایرانی
تاریخ ارسال: شنبه 16 خرداد 1394 ساعت 21:27 | نویسنده: سمیه | چاپ مطلب 0 نظر

چاه به چاه

« ناخن را از ریشه سست کرد. مثل دندانپزشکی که دندان را یک دفعه نکشد، بلکه اول دندان را تکان بدهد به این و و آن ور و شلش کند. احساس کردم که دارم از حال می روم ولی از حال نرفتم. یعنی درد آنقدر شدید بود که امکان نداشت از حال بروم. بعد جیغ زدم. می خواستم با جیغم مستاصلش کنم. گفت اگر جیغ بکشی نمی توانم تمامش کنم و می گذارم ناخنت همان طور روی انگشت بماند. گفت اگر سر و صدا کنی زیر ناخنت سوزن فرو می کنم. چقدر یک نفر می توانست بی رحم باشد. بی رحمی کشتن به مراتب کمتر از بی رحمی کشیدن ناخن است. بی رحمی کشتن به مراتب کمتر از بی رحمی فرو کردن زیر ناخنی است که ریشه اش سست شده تا کشیده شود». صفحه 25

این بخش با ایین جزئیات تکان دهنده و حتی چندش آور تنها بخش ملیحی از کتاب «چاه به چاه» رضا براهنی است. داستان درباره فردی است که در سپاه دانش درس می‌خوانده و روزی ساواک او را به زندان می برند و شکنجه می کنند به این جرم که اعتراف کند تپانچه ای را که به دوستش فروخته کجای ده‌شان پنهان کرده. در واقع حمید؛ شخصیت اول داستان که پسری است اهل شمال و ساده که اهل هیچ کار سیاسی هم نیست روزی برای نیاز به پول تپانچه قدیمی پدرش را به دوستش می فروشد و دوستش بی آنکه حمید با خبر شود این تپانچه را برای اقدامات مسلحانه خود علیه رژیم شاه می خواسته. 



رمان چاه به چاه پر از جزئیات شکنجه و فحش و بازجویی است و این فضا با جزئیات بیان شده به گونه ای که می توان داستان های براهنی را داستان هایی دانست که تماماً در زندان ساواک می گذرد اما، یک امایی که وجود دارد این است که متاسفانه می توان همین متن و همین فضا را برای دوره کنونی هم متصور شد. تاریخ بی آنکه بخواهم غرض ورزی یا سیاه نمایی کنم تکرار می شود، حال عده ای از این حرف خوششان بیاد یا نیاید فرقی در وضعیت موجود نمی کند. رژیم کنونی می خواهد نشان دهد که رژیم سابق پست و بی رحم بوده در قبال کوچکترین تحرکی غافل از آنکه ... بگذریم...


در این داستان و در همان سلولی که حمید زندانی است دکتری زندانی شده است که قرار نیست هیچ وقت آزاد شود. ما از زبان این دکتر که بیشتر و بهتر می داند و لفظ قلم تر حرف می زند حرف های نویسنده را در واقع می شنویم. در جایی به دکتر گفته می شود: «ببین دکتر، خائن تر از تو به این سیستم شاهنشاهی در روی زمین پیدا نمی شود. یک چریک، یک دزد، یک تروربست، یک سوء قصد کننده، یک نفر است در مقابل یک نفر ولی تو می خواهی سی میلیون نفر را علیه ما تحریک کنی. خیانت یعنی این! باید گردنت را زیر تبر گذاشت». صفحه 63

ببینید چقدر می شود از فکر و حرف یک نفر ترسید. این یک نفرها در همه دوران تاریخ حضور داشته اند. رژیم کنونی می خواهد نشان دهد که رژیم سابق تنها از این یک نفرها می ترسید غافل از آنکه... بگذریم...


باز هم جایی دکتر می گوید: «مردم مثل یک جنگل هستند، یک درخت را می توان با تبر زد و انداخت، می توان صد یا هزار درخت را با تبر زد و انداخت، ولی هیچ کس نمی تواند جنگل را بزند و بیندازد. هیچ کس این قدرت را ندارد. پس باید قدرتی مثل جنگل داشت. برای زنده ماندن نمی توان فقط به زندگی تکیه کرد. باید به زندگی دیگران هم نکیه کرد. باید جزئی از جنگل بود. به دلیل اینکه جنگل، تقریباً همیشه دست نخورده باقی می ماند».  صفحه 31


ما هم جزئی از جنگل ایم یادتان هست که ما بی شماریم...


کتاب «چاه به چاه» رضا براهنی، انتشارات نگاه، چاپ اول 1393، نوشته شده بهمن 1352، قیمت: 6000 تومان 




برچسب‌ها: کتاب-رمان ایرانی
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 12 خرداد 1394 ساعت 16:55 | نویسنده: سمیه | چاپ مطلب 1 نظر