X
تبلیغات
رایتل

تهران نوشت

دل‌نوشته ها، تحلیل فیلم و کتاب

اجازه می‌فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

جلال‌آباد را خوانده بودم و بن‌بست آینه را شنیده بودم؛ با آن صدای خش‌دار و لطیف محمد صالح‌علا و حالا چشمم که به نام محمد صالح‌علا به عنوان نویسنده روی جلد سبز و سفید با دو پرنده مشکی روی تک شاخه درخت افتاد فوری کتاب «اجازه می‌فرمائید گاهی خواب شما را ببینم» را جزو کتاب‌های انتخابی برای خریدم قرار دادم و همان روز کتاب را خواندم.

کتاب فوق از انتشارات پوینده 7 داستان دارد. هر کدام از داستان‌ها 3 یا 4 صفحه بیشتر نیستند غیر از داستان «به حجله رفتن زن بیوه» که طولانی‌تر از بقیه است و بعد از آن «بن‌بست آینه». همه داستان‌ها یک غافلگیری انتهایی دارند و یک هیجان میانی که خواننده را همراه خود تا انتها می‎برد. داستان‌ها هم عنصر خیال دارند و هم واقعیت؛ هم در ایران می‌گذرند و هم در شوروی. «بن‌بست آینه» توصیف‌های جزئی زیادی دارد طوری که هنکام خواندن فضا دقیق در ذهنم مجسم می‌شد و نیز غافلگیری و ضرب داستانی خوبی دارد و دعوای داخل مینی‌بوس کارکنان و همکاران تداعی‌کننده برخی حرف‌های همسرش در ذهن زوج داستان است تا با همان ذهنیت از بحث‌های داخل مینی‌بوس به دیدار همسرش برود و بعد ماجرای جالبی رخ دهد که در نهایت سوء تفاهم ایجاد شده با صحنه دیگری رفع شود، درست مثل یک فیلم سینمایی.
کتاب «اجازه می‌فرمائید...» را که بخوانید با چندین فضای متفاوت آشنا می‌شوید و مطمئنید که مجموعه داستان خوبی خوانده‌اید.


تاریخ ارسال: شنبه 30 فروردین 1393 ساعت 11:25 | نویسنده: سمیه | چاپ مطلب
نظرات (9)
شنبه 30 فروردین 1393 13:44
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم این کتاب رو توو شهر کتاب دیدم. تو میگی خوبه حتما خوبه. من اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که آیا سبک نوشتاری آقای صالح علا هم مثل سبک گفتاری ایشونه یا نه؟ راستش سبک گفتاریشون منو گیج میکنه
پاسخ:
نه نیلوفر اصلا اینطوری نیست مخصوصا اون داستانی که من دوستش داشتم خیلی خوب بود خیلی ساده در عین حال جذاب البته یه داستان داشت که این مدلی که تو میگی بود اما اولش این شکلی بود و صفحه سوم و چهارم می فهمیدی که جریان چیه کلا من از سبک نوشتاریش خیلی خوشم اومد
شنبه 30 فروردین 1393 15:21
اندر احوالات
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آدم وقتی یه عالمه درس داشته باشه دلش عجیب خوندن این کتاب ها رو می خواد
پاسخ:
تو داری کار بهتری می کنی چون هدف بزرگ تری داری
یکشنبه 31 فروردین 1393 13:14
مارال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سمیه جان، روزت مبارک
پاسخ:
ای جانم مرسی مارال عزیزم که همیشه به فکرمی روز تو هم مبارک عزیزم
یکشنبه 31 فروردین 1393 18:29
بی نقاب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عاشق صالح اعلام...به خاطر خیلی چیزها...اصلا شبیه کسی نیست و یبک خاصی داره.ممنون از پیشنهادت
روزت مبارک
پاسخ:
قربانت دوستم
داستان هاش خیلی خوب و تر و تمیز بود
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 17:35
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام سمیه جان.بعد از عید بهت سر زدم و سفر نامه ی قشنگتو خوندم اما نتونستم نظر بذارم نمی دونم اشکال از کجا بود.به هرحال الان میگم که خیلی خوب نوشتید.و برای پست الان.انقدر قشنگ تعریف کردید که همین امروز میرم و می خرم.اسمش خیلی قشنگه مطمئنم داستاناشم زیباست.ممنونم
پاسخ:
اشکال از قالب وبلاگم بود که نظرات رو قبول نمی کرد
خواستی بگو خودم کتاب رو بهت برسونم
دوشنبه 16 تیر 1393 15:10
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رمز، رمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
سه‌شنبه 17 تیر 1393 15:56
:. فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
خودت گلی
چهارشنبه 18 تیر 1393 21:29
هما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.نماز وروزه هات قبول.برای منم دعا کن خانمی.منم همش به فکرتم.امسال یکم از مجردی ترسیدم مثل تو.اگه قابلم رمز بده بخونمت.موفق باشی
پاسخ:
سلام عزیزم خوبی خانم
دلم برات تنگ شده بود ادرس وبلاگت رو نذاشتی
چهارشنبه 25 تیر 1393 12:42
اندر احوالات
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم صدای صالح اعلا رو خیلی دوست دارم
پاسخ:
دوست داشتنی ایه مخصوصاً لرزشی که تو صداش هست حالا به هر علتی که باشه!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد