X
تبلیغات
رایتل

تهران نوشت

دل‌نوشته ها، تحلیل فیلم و کتاب

داستانک‌های من


چند وقت پیش مجله چلچراغ اعلام کرده بود که داستان‌های کوتاهتان را به این مجله پیامک  یا ای‌میل کنید. داستان‌هایی که نباید از 55 کلمه بیشتر می‌شد. من هم دو داستان کوتاه نوشتم و فرستادم که در ویژه‌نامه نوروزی این مجله اسمم را آورده‌اند. البته داستان‌های من جزو برندگان نبودند اما از بین 233 داستان قابل شرکت در بخش مسابقه جزو راه‌یافتگان به مرحله نهایی پذیرفته شده‌اند. این هم دو  داستانک من:


مامور مترو با اخم نگاهم کرد. تمام محتویات کیف و کیسه‌ام را بیرون ریخت. ظرف غذایم شکست. ماکارونی‌ها پخش زمین شد. مامور گفت فکر کردم فروشنده‌ای، ببخشید. گفتم چی رو ببخشم؟ ادب و شعور؟! از اتاق بیرون آمدم و محکم در را به هم کوبیدم.


به هزاری پاره نگاه می‌کنم. پول را به راننده برمی‌گردانم. راننده موسفید از توی آینه نگاهم می‌کند و می‌گوید اینکه چیزیش نیست. می‌گویم به همکارای خودتون بدم ازم قبول نمی‌کنن.


هزاری را عوض می‌کند و به مسافر جلویی می‌گوید این که چیزیش نیست، هست؟! بعضی‌ها الکی ایراد می‌گیرند و پول را روی داشبرد پرت می‌کند.

تاریخ ارسال: شنبه 24 اسفند 1392 ساعت 14:48 | نویسنده: سمیه | چاپ مطلب
نظرات (9)
شنبه 24 اسفند 1392 16:13
ali
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جالب بود
پاسخ:
ممنون
شنبه 24 اسفند 1392 20:16
فاطمه اورجینال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
داستانکهات خیلی خوب بود سمیه.

منم یه بار مخاطب خاص یکی از نوشته هامو فرستاد همشهری جوان و منم کلی بهش خندیدیم که باش تا چاپش کنن!!

یه مدت گذشت و کلا فراموشش کرده بودم تا اینکه یه روز توی راه دانشگاه پشت هم از دوستای دور و نزدیکم مسیج اومد و فهمیدم بعلللله! حس خیلی خوبی بود!
مخصوصا برا مخاطب خاص که از ذوق رو کم کنی من اون شب دوستاشو پیتزا مهمون کرد! یادش بخیر!
پاسخ:
بارکلا خانم داستان نویس و بارکلا مخاطب خاص
اگه دوست داشتی یه دفعه که دیدمت بیار اون مجله رو ببینم چون من خیلی وفته همشهری جوان نمی خرم البته اگه قراری در کار باشه!!!
شنبه 24 اسفند 1392 20:52
مارال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
داستانکهای جالب و قشنگی بودند.
پاسخ:
ممنونم مارال جان
یکشنبه 25 اسفند 1392 13:26
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من به تو افتخار میکنم
پاسخ:
قربون شما دوست هنرمند و مهربونم برم من
یکشنبه 25 اسفند 1392 13:29
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
در ارتباط با داستانک دومت بنده یک پست نهادم
پاسخ:
بله خوندم خانمی و میام نظرم رو میگم بهت
یکشنبه 25 اسفند 1392 22:36
Ahmad
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

فوق العاده بود
پاسخ:
سلام ممنونم
دوشنبه 26 اسفند 1392 01:22
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به چقدر خوب تبریک.داستان کوتاه دومیتونو همینجا خونده بودم اما اولی رو نه.ایشالا برنده میشید.
پاسخ:
ممنونم برنده که نشدم! چون اسامی برندگان اعلام شده بود دومی رو به صورت دیگه ای اینجا نوشته بودم و با الهام از اون ماجرای واقعی تبدیل به داستان 55 کلمه ای ایش کردم
دوشنبه 26 اسفند 1392 03:12
سیدحمیدهاشمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
داستان ها زیبا بودند و اولی بهتر از دومی...
به نظرم روی این استعداد کار کنید.
پاسخ:
سلام ممنونم
سعی خودم رو می کنم با توجه به اینکه نوشتن داستان رو دوست دارم
چهارشنبه 6 فروردین 1393 12:05
نیره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
داستان هات قشنگ بودند...
پاسخ:
ممنونم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد